معماری
خانه / بایگانی برچسب: Iranian motorcycle traveler

بایگانی برچسب: Iranian motorcycle traveler

قسمت پنجم-ورود به مزرعه

دیشب شب وحشتناکی بود، تا خود صبح رعد و برق زد و بارون میومد، رعد و برق به قدری شدید بود که داخل چادر روشن میشد و ما هم از ترس سرمون رو کرده بودیم توی کیسه خواب، ندا معتقده آدم نباید به رعد و برق نگاه کنه چون احتمال …

ادامه نوشته »

با چه موتوری بریم مسافرت؟

با چه موتوری بریم مسافرت؟ مطمنم این سوالِ خیلی ها هست که تو ایران با چه موتوری بریم مسافرت؟ تو این مطلب قصد دارم چند تا از موتور های موجود برای مسافرت رو معرفی کنم. موتورهایی که من انتخاب کردم،حداقل استانداردی که برای سفر با موتور لازم هست رو دارند …

ادامه نوشته »

برنامه SOS

دوستان تو این قسمت میخوام برنامه SOS رو معرفی کنم که وقتی توی سفر هستید خیلی به کارتون میاد این برنامه وقتی روی گوشی شما نصب بشه بدون نیاز به اینترنت لوکیشن شما و یک پیام از پیش تعیین شده رو برای مخاطبینی که تعیین کردید میفرسته. کافیه برنامه رو …

ادامه نوشته »

قسمت آخر – خدا حافظ ترکیه

آنتالیا خونه علی متوجه شدم مخمل از چرخ عقبش یه صدایی میده! طبق تجربه قبلی می دونستم مشکل از بلبرینگ عقب هست، پس دست به آچار شدم و چرخ عقب رو باز کردم، بعد از باز کردن دیدم بله حدسم درست بودهیکی از بلبرینگ ها خراب شده. روز بعدش با …

ادامه نوشته »

قسمت دواز دهم – پلیس شهر کاش

قسمت دواز دهم – پلیس شهر کاش مسیر ساحلی بسیار زیبای آک دنیز رو ادامه دادیم به سمت شهر کاش، قرار بود شهر کاش رو رد کنیم و شب آنتالیا باشیم، علی دوست فیس بوکی در آنتالیا منتظر ما بود. از شهر کاش که خارج شدیم پلیس ما رو متوقف …

ادامه نوشته »

قسمت یازدهم – آک دنیز

ورودی برای هر موتور سیکلت در پارک ملی ده لیر هست پارک بسیار تمیزو همه جا آلاچیق داره، هر پانصد متر تابلوهای پلاژ خودنمای می‌کنه. با خودم فکر میکنم که زیرساخت گردشگری باید اینجوری فراهم بشه نه مثل ایران که توریست ها حتی نمی تونن با پوشش دلخواه خودشون وارد …

ادامه نوشته »

قسمت دهم – دیدن سومین احمد

  مسیر ازمیر اینقدر سرد بود که مجبور شدیم توقف کنیم و لباسهای گرممون‌ رو‌ تنمون کنیم، باد با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت می وزید، اینقدر شدت وزیدن باد بالا بود که موتور کج می شد و به سختی کنترلش می کردم. قرار بود بریم شهر آفیون ولی هوا …

ادامه نوشته »

قسمت نهم – دیدن یک دوست قدیمی

روز بعد از استانبول زیبا خدا حافظی کردیم، و به سمت بوزویوک حرکت کردیم تا با مهمِت دوست قدیمی دیداری تازه کنیم، داستان آشنایی من و مهمت برمیگرده به چندین سال پیش، تهران که بودم با اصغر (موتور قدیمیم) از چمران به سمت جنوب میرفتم، یه موتور سوار خارجی بعد …

ادامه نوشته »

قسمت هشتم – خداحافظی با استانبول

شب آخر با بهره آشنا شدیم، چین زندگی میکرد و برای تعطیلات اومده بود استانبول، پدرش زمان شاه در ایران پزشک بوده و خاطرات خوبی از ایران براش تعریف کرده بود. میگفت: اگه پدرم فارسی حرف بزنه اصلا لهجه نداره! با شقایق و مسیح سر میز کافه نشسته بودیم که …

ادامه نوشته »

سفر با موتور به ترکیه – قسمت هفتم

از طریق سایت کوچ سرفینگ با دوست دیگه ای به اسم توکبرگ آشنا شدیم، توکبرگ پلیس بود و ما رو دعوت کرد به خونه اش! می دونید یه چیزی توی این موتور سوار ها هست که انگار همدیگه رو جذب می‌کنن! مثل یه انرژی خاص. چرا این رو گفتم؟ خوب …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس