معماری
خانه / سفرنامه / سفرنامه آذربایجان(باکو) / قسمت دوم – ورود به باکو

قسمت دوم – ورود به باکو


بعد از اون داستان کذایی با پلیس ، راهمون رو ادامه می‌دیم به سمت باکو، جاده جدید آستارا به باکو بسیار با کیفیت هست و با آرامش تمام و بدون ترافیک می تونید دویست و پنجاه کیلومتر فاصله رو رانندگی کنید.
با اینکه آذربایجان مسلمان هستند تو روستاهای مسیر خبری از مناره مساجد نیست، حتی تو خود باکو هم خیلی مسجد نمی میبینید.با اینکه اینجا ماه رمضان هست یک تابلو در ستایش ماه رمضان یا تبریک این ماه ندیدیم. بعداً جایی خوندم که جمهوری آذربایجان کاملا سکولار هست و دین رو از سیاست جدا کرده.

شهر باکو بسیار تمیز و قانونمند هست، همه عابرین پیاده از خط کشی های مخصوص رد میشن و ماشین ها در هر حالت پست خط کشی صبر میکنن تا عابرین رد بشن.
همه خیابان ها زیر گذر دارن و به راحتی می تونید از زیر گذر ها تردد کنید، به ندرت اشغال توی شهر میبینید و همه جا تمیز هست، حتی در قسمت هایی که حاشیه شهر بود و ما دو شب اقامت داشتیم باز هم مورد خاصی ندیدیم. در طول این سه روز هنوز نتونستیم با خود آذری ها ارتباط گرمی بگیریم شاید چون اینجا موتور سواری نمیکنن یا هر چی باشه اینجا شهره دیگه، برای ارتباط گرفتن باید از شهر ها دور شد.

چند برخوردی که توی شهر داشتیم برخورد بدی ندیدیم و با پلیس هم مشکلی نداشتیم تا الان که اصلا پلیس ما رو نگه نداشته.
رانندگی اینجا برای ما ایرانی ها خیلی سخت هست ، چون به شدت قوانین رو رعایت میکنند، و منم ترجیحاً پست سر ماشین ها حرکت میکنم که سوتی ندم!
اینجا همه روسی میتونن صحبت کنند و توی خیابون هم روسیه ای زیاد می بینید، در سالهای اخیر انگلیسی به واحد درسیشون اضافه شده و بیشتر جوان ها می تونن انگلیسی صحبت کنن.
هزینه زندگی برای خود آذری ها هم بالاست و حقوق بسیار کمی دارن، حقوق یک معلم اینجا حدود سیصد منات هست که واقعا کفاف یک زندگی یک نفره رو هم نمیده، مثلا یه پیتزای ساده شش منات، نان نیم منات ، یه تیشرت ساده بیست و پنج منات، گوشت پانزده منات و مرغ نُه منات هست.

مثل ایران حامل های انرژی ارزون هستند ولی نه به ارزونی ایران.
با چند نفری که صحبت کردیم همه با این مورد موافق بودن که هر کسی اینجا وارد سیستم دولتی بشه درآمد خوبی خواهد داشت. و زیاد از وضعیت موجود راضی نیستند.
چند شب بعد یه زوج ایرانی رو‌ ملاقات کردیم که باکو زندگی میکردند، هر دو هم معلم انگلیسی بودند، از الیاد پرسیدم واقعا حقوق یه معلم ۳۰۰ منات هست؟
گفت آره ولی خیلی از معلم ها رشوه میگیرن ، من خصوصی درس میدم و حداقل ماهی هزار منات درمیارم.
من تو سفر دیر صبح از خواب بیدار میشم، عوضش ندا خیلی سحر خیره، ندا صبح زود رفته بود عکاسی که با این خانواده آشنا شده بود، متاسفانه من اونجا نبودم ولی به گفته ندا حسابی تحویلش گرفته بودند و اجازه داده بودن ازشون عکاسی کنه.
یه چیزی که تو آذربایجان خیلی جالبه اختلاف ظاهری خونه هاست، دقیقا روبه روی یه برج شیک میشه یه خونه قدیمی و داغون رو دید که هنوز زندگی توش جریان داره.
فعلا با ارزش پولی که ما داریم هر منات آذربایجان ۸۵۰۰ تومان هست، و خرید لباس و کفش اصلا منطقی نیست، ولی توی باکو یه مغازه های هستن به اسم Memi که همون تاناکورای خودمون هستند، با یه هزینه خیلی کم می تونید لباس و کفش با قیمت مناسب بخرید.

موتوتوریست

.

درباره ی موتوتوریست

با موتور سفر میکنم و از تجربه های جدید براتون می نویسم

همچنین ببینید

قسمت اول – خوش آمد گویی بزرگ!

وارد شدن به خاک آذربایجان برای ما یکم فرق داشت، در واقع یه خوش آمد …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس